♥ بی تو ... تنها ترین هستم ...♥

♥........ این وبلاگ تمام احساسات منه ........♥

http://blogs.bournemouth.ac.uk/research/files/2012/04/welcome.jpg

نوشته شده در 91/12/29ساعت 2:20 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh|

http://www.sailingwarship.com/wp-content/uploads/2009/04/de-windstoot-the-gust.jpg

آسمونا ابرین
چیزی نمونده که بادبونا زخمی شن
بریدم دیگه مثل ناخدا که یه قدمیش کوه یخ دیده
همچی تموم شد دلم تنگه
بدون تو زمستونا چقدر سرده
مگه میشه این روزو یادت بره تو
مگه میشه عاشق بازم عاشق بشه خب
من نمیفهمم چرا باید بگی برنمیگردم

جدا شدش از من
بعد رفتنش کجارو بگردم
چقد بشینم چقد نخوابم
تازه میفهمم چقد خرابم
آتیش زد رفت تو بهار یهو پاییز برگشت
کاش اینقد زودنمیرفت
ای کاش قلبمو خورد نمی کرد
آخه بعضی زخما هیچ وقت خوب نمیشن

ey kash in ghad zod nemiraft...

 salam dostan inroza saram vaghe shologhe tamame nazarateton ra rajebe web khondam ama taied nakardam chon bayad  ghabl az taied javab bedam  mamnonam az nazarate por mehreton hamatono az samime ghalbam dostdaram va be zodi nazarateton ra taied mikonam

Ghorbane shoma 

Reza sh

 

 

نوشته شده در 93/03/10ساعت 1:30 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://up.halzoon.ir/up/gartal/Pictures/opoj7kjv2631213.jpg

بزن بارون ببار آروم

بروی پلکای خسته ام

بزن بارون تو میدونی

هنوزم یاد اون هستم

با اینکه رفت و پژمردم

هزار بار از غمش مردم

ولی بازم دوسش دارم

فکرش تنهام نمیذاره

بزن بارون ببار آروم

بروی پلکای خسته ام

دارم هر شب میام از خونه بیرون هوای خونه سنگینه

من هر شعری که این روزا نوشته ام از تو غمگینه

بازم با گریه خوابم برد بازم خواب تو رو دیدم دوباره

چقد غمگینم و تنهام چقد میخوام که باز بارون ببار

بزن بارون ببار آروم

بروی پلکای خسته ام

بزن بارون تو میدونی

هنوزم یاد اون هستم

نوشته شده در 92/12/02ساعت 11:6 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . .

سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . .

سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . .

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . .

سلامتی عشق پاکشون. . .

سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارون

قرار گذاشتن ها خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. . .

سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد. . .

سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد. . .

سلامتی اون قسم ها اون دوست دارمهایی که هیچوقت تحویل داده نشد. . .

سلامتی پسری که هر چی قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت. . .

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد. . .

سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره بره خواستگاری. . .

سلامتی ۲۱ ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها دور بودن ها. . .

سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش. . .

سلامتی اون شب. . .

سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتن

اما پسر خندیدتا جشن خراب نشه. . .

سلامتی اون خنده ی زوری. . .

سلامتی عروسی که ماه شده بود. . .

سلامتی عاقدی که اومد. . .

سلامتی شناسنامه ها. . .

سلامتی بغض پسر. . .    سلامتی بار اول. . .

سلامتی بغض پسر. . .    سلامتی بار دوم. . .

سلامتی بغض پسر. . .   سلامتی بارآخر. . .

سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت تو جیبش موند. . .

سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد. . .

سلامتی پسری که هنوز امید داشت که به عشقش میرسه. . .

سلامتی اجازه بزرگترها. . .

سلامتی بله. . .

سلامتی بغض پسر. . .سلامتی چشم خیس دوستان. . .

سلامتی اون حلقه  که جایگزین حلقه پسر شد. . .

سلامتی ماشین عروس. . .

سلامتی سستی زانو. . .سلامتی سیاهی چشم. . .

سلامتی اون شب. . .

سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد. . .

سلامتی فرداش. . .

سلامتی مهمونی که دختر گرفت. . .

سلامتی دوستایی که جمع شدن. . .

سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت. . .

سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .

سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد. . .

سلامتی تیغی که تیز بود. . .سلامتی رگ دست. . .

سلامتی دختری که خودکشی کرد. . .

سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن . . .

سلامتی ملاقات تو بیمارستان. . .

سلامتی اون ۵ و ۶ دقیقه ی تنها با دختر. . .

سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .

سلامتی شرم دختر. . .سلامتی صبر پسر. . .

سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .

سلامتی قسم جون پسر. . .

سلامتی قبول کردن دختر. . .

سلامتی لحظه خداحافظی. . .

سلامتی چشمای خیس. . .سلامتی یه عمر تنهایی. . .

سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد. . .

سلامتی خنده هایی کودکی که توی راه بود. . .

سلامتی دختری که مادر شد. . .

سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .

سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه. . .

سلامتی امشب. . .

سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشقشون نرسیدن

واز دور نگران یکی یه دونه شون بودن و با بغض با سکوتشون گفتن آهای غریبه

این که دستش توی دستای تویه همه دنیای منه

خیلی مراقبش باش. . .

نوشته شده در 92/10/13ساعت 0:54 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

سر آغاز نامه عاشقانه با نام یارم می نویسم صادقانه.

از عشق می نویسم از صفایش ، از محبت می نویسم از وفایش ، از دلش می نویسم ، از نگاهش.
در همان لحظه اول که تو را دیدم عاشقت شدم، عاشق آن چهره ماهت شدم ، عاشق آن قلب تنهایت شدم.
عاشق حرفهای پر مهرت شدم، عاشق چشمهای زیبایت شدم.
در همان لحظه بیادماندنی دلم به دست و پایم افتاده بود که بیایم با تو دردو دل کنم . چیزی در دلم مانده و غوغا به پا کرده که موقع درد و دلهایم به تو خواهم گفت…!
می خواهم بگویم دوستت دارم، عاشقت هستم.
درهمان لحظه اول که تو را دیدم احساسی در دلم داشتم!
احساس می کردم چشمانت به من می گویند بیا باهم باشیم ، از هم بگوییم ، بادل باشیم.
چشمانت به من می گویند بیا و با عشق همسفر باش!
ای هستی ام ، ای یاورم ، ای دلدار زندگی ام زودتر بیا و در قلبم خانه کن. بیا و قلبم را آرام کن. بیا تا دلم خون نشده ، تا گل خونمون همش پرپر نشده! بیا سر قرارمان ، قرار هر روز و هر شبمان.
نامه ام را برایت بر روی بهترین کاغذ زندگی می نویسم با جنس اعلا.
اما نامت را بر روی دیواره سرخ قلبم تا ابد نگه خواهم داشت.

نوشته شده در 92/05/27ساعت 17:39 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

مجید (بهروز وثوقی) در فیلم سوته دلان :
حبیب : چرا نیومدی در دوکون ؟
مجید : امروز جمعه س ، تعطیلیه !
حبیب : امروز دوشنبه س ، خیلی داریم تا جمعه !!!
مجید : نخیییر ، تو اون تقویم که آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه س !
حبیب : اون تقویم باطله س !!!

مجید : واسه من جمعه جمعه آقامه ، شنبه شنبه آقامه ، خواه مرده خواه زنده …


ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﻌﯽ میکردم ﭘﺎﻡ ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ؛ ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ؛ ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ و ﺗﻮی ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ …
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ، ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ … ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ و ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ !
ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ یا ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎشون ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ : ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ نمیومد ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ میزﺍﺭﯾﻢ …
ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾم !
.

نوشته شده در 92/05/27ساعت 1:10 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://www.imageupload.co.uk/files/ae8hmp67yte9e1dwv9sm.jpg

به دستای تو محتاجم برای لمس خوشبختی ..

واسه تسکینه قلبی که براش عادت شده سختی ..

به چشمای تو محتاجم واسه تعبیر این رویا ..

که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا ..

به لبخند تو محتاجم که تنها دلخوشیم باشه ..

بذار دنیای بی روحم به لبخند تو زیبا شه ..

به تو محتاجم و باید پناه هق هقم باشی ..

همیشه آرزوم بوده که روزی عاشقم باشی ..

نوشته شده در 92/03/30ساعت 15:33 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://i35.tinypic.com/wi32h4.jpg

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...

 
دخترک خودش رو جمع و جور کرد،
 
 
 سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید
 
 
 و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
 
 
 
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد،
 
 
تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
 

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟!
 
 
فردا مادرت رو میاری مدرسه... می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
 
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

 
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
 

اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد...
 
اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...
 
اونوقت...
 
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره
 
که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
 
اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
 
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد
 
نوشته شده در 92/03/09ساعت 1:42 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://persian-star.net/1391/8/14/ElhamBakhsh4/Persian-Star.org_003.jpg


اگه ديدنت نباشه ديگه چشمام ونميخوام
توي هر لحظه باهامي تونباشي خيلي تنهام
ديگه اين دنياي بي تو واسم ارزشي نداره
فكر رفتنت عزيزم منو آروم نمي زاره
بزار دستات و بگيرم بيتواز زندگي سيرم
تو تموم آرزومي نگو ديره كه ميميرم
ديگه من نقشي ندارمتو لحظه هاي خوبت
ديگه حتي نمي زاري پا بزارم توي خوابت
ديگه دوست نداري با من بموني واسه هميشه
ديگه دل بريدي از من من كه باورم نميشه

نوشته شده در 92/01/28ساعت 10:32 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |



ای کاش میشد با تو باشم


در رویای باتو بودن باشم


ای کاش میشد دستاتو بگیرم


یا اینکه در کنار توبمونم و بمیرم


ای کاش میشد... .


نوشته شده در 91/12/29ساعت 2:7 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟
 چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟
 اما افسوس ... هیچ كس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی كه از كنارم گذشتی... و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است

نوشته شده در 91/11/22ساعت 21:11 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

من در روزگاری زندگی میکنم که فقط خدایش از پشت خنجر نمیزند

http://pixama.de/img/9nfy9.jpg

من در روزگاری زندگی میکنم که فقط خدایش از پشت خنجر نمیزند
 

می دونی
وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد
بهم چی گفت ؟
جایی که میری مردمی داره
که میشکننت !
نکنه غصه بخوری
تو تنها نیستی
تو کوله بارت عشق میذارم
که بگذری ...
قلب میذارم که جا بدی...
اشک میدم که همراهیت کنه...
و مرگ که بدونی بر می گردی
پیش خودم..

نوشته شده در 91/11/22ساعت 20:36 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !

غذایت را سرد می خوری !

ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام !

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !

شبها علامت سوالهای فکرت را می شماری تا خوابت ببرد !

تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .
نوشته شده در 91/10/18ساعت 12:5 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://sososite.org/wp-content/uploads/2012/08/4675788.jpg
خدایا سرده این پایین از اون بالا، اگه میشه نگاه کن

یه کاری کن اگه میشه  فقط طوری خودت قلبم ، رو ها کن

خدایا سرده این دستام از اون بالا خودت ببین می لرزه

مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی ،می ارزه

تمومش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته

یه زخمی دارم از دردش می سوزم و میخوام ، بمیرم

خدایا من دارم میام  یکم با من مدارا کن

شنیدم گرمه اغوشت اگه میشه منم یه گوشه ای جا کن

دیگه از دنیا بریدم  دلامون خیلی گرفته

تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته

نوشته شده در 91/10/05ساعت 12:58 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://yase62.persiangig.com/image/happy/yase%20mehr.jpg

یادم باشد حرفی نزنم که

به کسی بر بخورد...

نگاهی نکنم

که دل کسی بلرزد...

راهی نروم

که بیراه باشد...

خطی ننویسم

که آزار دهد کسی را.

یادم باشد که

روز و روزگار خوش است.

نوشته شده در 91/07/14ساعت 0:44 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم

هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را

هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو

هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم

و در آخر هر دو پی بردیم

تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو

آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …
نوشته شده در 91/07/05ساعت 21:28 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


http://up.iran30t.com/uploads/1345350195.jpg


عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه ی اوّل

که اوّل ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه ی زیبایی و زشتی

به روی یکدیگر، ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین

زمین و آسمان را

واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو 

آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این
مخلوق را دارد

وگر نه من به جای او بودم

یک نفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد، عجب صبری خدا دارد

نوشته شده در 91/06/11ساعت 11:41 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://img4up.com/up2/32692170773279976642.jpg


قسم به اون پسری که عشقش جلو چشمش اتو خورد و رفت خونه با صدایی خواب آلود گفت:ببخشید عزیزم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود…


قسم به اون دختری که با وعده ی ازدواج بکارتشو از دست داد و عکس عشقشو تو گوشی رفیقش دید…

قسم به اون پسری که با گوشی رفیقش به عشقش زنگ زد اما از فرداش شماره همون رفیقشو تو اینباکس اس ام اس های عشقش دید…

قسم به اون دختری که هنوز تنهاست چون نتونسته فراموش کنه…

و قسم به اون جفتی که اولین شب بعد از جدایی رو دارن تنهایی با چشم خیس تو اتاق تاریک و خالی از هم سحر میکنن…

اینجا زمین است مطمئن باش یه روز دوباره همدیگرو میبینیم...

نوشته شده در 91/05/16ساعت 9:54 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


http://fc01.deviantart.net/fs23/f/2007/318/9/a/scream_by_photom01.jpg

از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون هابیل

از همان روزی که صدر پیغام‌آوران باریتعالی، زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

از همان روز که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

بعدها دنیا پراز آدم شد و این آسیاب هی گشت و گشت
قرنها از مرگ انسان هم گذشت، ای دریغا آدمیت برنگشت.
صحبت از پاکی و مروّت ابلهي است
صحبت از عيسي و موسي و محمد نابجاست، قرن قرن ……..

من كه از پژمردن يك شاخه گل، از فغان يك قناري در قفس
از نگاه ساكت يك كودك بيمار، حتي قاتلي بردار،
اشك در چشمم و بغضم در گلوست، ونه در اين ايام زهر، زهر دارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم، صحبت از پژمردن يك برگ نيست،
واي ….. ! جنگل را بيابان مي‌كنند.
دست خون‌آلوده خويش را در پيش خلق پنهان مي‌كنند.
هيچ حيواني به حيواني نمي‌دارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان مي‌كنند.

صحبت از پژمردن يك برگ نيست، فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست ، فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست، فرض كن جنگل بيابان است از روز نخست
در كويري سوت و كور، در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ‌محبت مرگ‌عشق، گفتگو از مرگ انسانيت است
گفتگو از مرگ انسانيت است !

نوشته شده در 91/05/10ساعت 12:52 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://www.m0ri.com/upload/3acbfdf24876ef75f3de103decfcecbd.jpg



شبي مست ومستانه مي گذشتم از ويرانه اي...!!

در سياهي چشم مستم خيره شد بر خانه اي

 نرم نرمک رفتم تا لب پنجره اي

 صحنه اي ديدم دلم سوخت چون پر پروانه اي ...

 پدري کور و فلج افتاده اندر گوشه اي

مادري مات وپريشان همچون ديوانه اي!...

پسرک از سوز سرما دندان به هم ميفشارد

دختري مشغول عيش با مرد بيگانه اي

چون به شد فارغ از عيش ونوش آن مرد پليد...

دست اندر جيب برد وداد از ان همه پول درشت چند دانه اي

 با خود خوردم قسم تا به بعد ازاين

 نروم مست مستانه سوي هر ويرانه اي

که در اين خانه دختري مي فروشد

عفتش را بهر نان خانه اي

نوشته شده در 91/05/08ساعت 11:26 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://omidkaviani.persiangig.com/document/tir%2087/love_pic_romantic_gishairani_eshg_www_gisha_co_cc%2520%252833%2529.jpg


عشق من ، گل من ، وجود من ،من تو را به اندازه شعله سوزان خورشید دوست دارم.

من تو را به اندازه عضمت دریاها و اقیانوسهای بی کران دوست دارم، کاش تو هم کمی در دریای پرطلاتم زندگیم دوام می آوردی ، ولی چه آسان خود را به دست امواج سپردی و دور شدی و دور شدی و …

ای کاش نمی رفتی و مرا تنها نمی گذاشتی ، عشق من ، زیبای من ، پری من ، من همانم که چشمانم اقیانوس عشق تو و سینه ام آرامگاه  دل تو بود، حال تو را چه شده است؟

ببین که چگونه تقدیر زندگی انسانها را می رباید و دستها را خالی می گذارد.

ای کاش بازهم کنارم بودی و لحظات با تو بودن هایم باز هم تکرار می شدند. ای کاش باز هم گرمی وجودت سردی زمستان را برایم قابل تحمل می کرد ، و چه زیبا بود روی برف راه رفتنهایمان.

ای کاش باز هم مثل روزگاران قدیم با تمام وجود به چشمانم می نگریستی و آهسته سر بر سینه ام گذاشته و آرام می گرفتی.

عشق من ، دلتنگم ، غمگینم و خسته. دلم برای با تو بودنها تنگ شده. دلم برای خنده های زیبایت تنگ شده.

عشق من برگرد. برگرد و عاشق خسته ات را دوباره به اوج ببر که حال وقت رفتن نبود ، وقت تنهایی نبود و من ، و من طاقت خالی ماندن دستانم را ندارم. برگرد و بازهم دستانم را گرمی بخش . برگرد و باز هم دلم را نورانی کن ، که همانا تو معشوق من هستی و همیشه خواهی بود.

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این غذاب رها می کردی.

گل من زندگی بی تو شیرین نیست.

دستان سردم دیگر توان گرفتن چیزی ندارد و پاهای سستم را یارای حرکت نیست و در دلم آشوبی است.

عشق من دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست.

دیگر زندگی شیرین نیست.

اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی…

و هرگز تنهایم نمی گذاشتی…

ای کاش می دانستی….

نوشته شده در 91/05/05ساعت 11:4 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

روی قبرم بنویسید پسری تنها بود


پسری اسیر دست غم و دردهابود


بنویسید دلش مثل اینه صاف بود


عاشقی شكسته دل تو این دیار بی كس بود


بعد مرگم نمی خوام برای من گریه كنید


چشمای پر مهرتون رو واسه من خسته كنید


اگه عشق من اومد بهش بگین شدم فداش


بزاریدتابدونه جونموریختم من به پاش


بزارید تا بدونه عاشق واقعیش منم


اما هیچ وقت نزارید غصه باشه توی نگاش



نوشته شده در 91/04/30ساعت 12:32 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://deel-shekaste.persiangig.com/image/6-%2520_~1.JPG

دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یکشب مرا به دست

صاحب خانمان سپرد!خدایا چقدر میگیری که بگزاری شب اول قبر قبل از این که تو ازم سوال کنی ، من ازت بپرسم چرا...؟...

http://patmat.ir/wp-content/uploads/2012/01/15558323236110587737.jpg

تنها كه باشي گاهي آرزو مي كني يك نفر اسمت را صدا كند... حتي اشتباهي
نوشته شده در 91/04/27ساعت 17:46 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |


دوستان من برگشتم به زودی آپ میکنم  ......... فدای همتون بشم 

نوشته شده در 91/04/25ساعت 21:39 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://www.chicchat.ir/my/i/attachments/1/1329954648777769_large.jpg

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن


خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند


تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو


خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم


نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم


خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ

نوشته شده در 91/04/11ساعت 10:31 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |



من چقدر غمگین و خسته ام تو چه خوبی خوش بحالت

من چه تنها من چه بیکس تو دنبال عشق و حالت

من بدون تو میمیرم تو عین خیالتم نیست

تو نمیدونی که بی تو خنده تو کار من نیست

نوشته شده در 91/04/07ساعت 8:57 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

می گویند : شاد بنویس ...

     نو


می گویند : شاد بنویس ...

     نوشته هایت درد دارند!

         و من یاد ِ مردی می افتم ،

              که با کمانچه اش ،

                  گوشه ی خیابان شاد میزد...

                       اما با چشمهای ِ خیس ... !!


جملات زیبا گیله مرد
نوشته شده در 91/03/22ساعت 9:43 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

              http://s2.picofile.com/file/7116770428/k3y80jch8d8kg2nwgol.jpg

   ساز دهنی ام را  بی حضور تو به دهانم می گذارم

         و سرخوش از عشقت نوای خاموش قلبم را می نوازم

                    تا شاید نسیم صدایم را به تو برساند

                   و باز تو را به یاد قلب سوخته ام بیندازد

                          گر چه خیلی دیر است اما

                  هنوز هم چشم به راه جاده ای هستم

                      که از ان به اسمان ها پیوستی

                 و هیچ کبوتری خبر از برگشتنت نیاورد و

                 باز هم کنار جاده بی حضور تو می نوازم

 

نوشته شده در 91/03/21ساعت 11:33 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

http://kingkourosh.persiangig.com/image/100104.jpg

کورش تو آسوده نخواب ، بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن

یزدان پاکی* که به فرمانش ظلم را ریشه کن کردی نخواب ، بیدار شو یک

بار دگر ملت خسته و گرسنهٔ خویش را آبادی ببخش . ملتت زیر سلطهٔ

تازیان به راه جهل و نادانی رفتند ، کورش عصبانی* نشو ، میدانم که عرب

را چه به این کارها اما کورش بعد از حمله تازیان کشور ما عقب کرد داشته.

کورش ما همه پشیمانیم اما متعصبیم به آنچه که خود به آن تعصب

پشیمانیم، کورش تو که از آزادی دینی دم زدی و محبوب شدی امروز آزادی

دینی گناه است. تورا به آن یگانه یزدان مقدست بیدار شو و ننگ خوارج

بودن از انسانهای روشن فکر و دوستدارت را پاک کن ، کورش آسوده نباش

که ما آسوده نیستیم ، میدانم که از دست همهٔ ملتی که حتی روز تولد و

مرگ توراهم نمیدانند ناراحتی ، میدانم ناراحتی از اینکه ملتت حتی در تمام

طول عمر خویش سنگهای مقبرهٔ تورا حس نکردند و در عوض سالی* ده

بار پنجره های فولادی بارگاه امامان را طواف میکنند ، اما تو بیدار شو

؛میدانم ناراحتی مردمت به جای بوسه زدن بر مقبره ات انواع و اقسام

یادگاری روی آن مینویسند. کوروش بیدار شو چون ما آسوده نیستیم ،

کورش ، دیگر ما خواب خوابیم ؛ گرسنهٔ گرسنه ایم ؛ فقیر فقیریم ، مظلوم

مظلومیم ، اما باز هم تمنای اعادهٔ کورش دیگری را نداریم . کورش پشیمان

شدم ، تو رو خداآسوده بخواب ، بیدار نشو و به این دنیا پا نگذار چون اگر

بیایی و حرفهای آزادی منش خویش را به زبان بیاوری مردم برای دیدن

مراسم اعدامت هجوم می آورند و سر صبح از خوابشون میزن پا میشن

میان شاید مثلا میدان سعادت آباد . کورش بخواب که اگر بخوابی* محبوب

تر میمانی. بخواب که این ایرانت دیگر ایران نیست . بخواب که امپراتوری

بزرگ ایران نیست ، جمهوری اسلامیست . مرز پر گهری نیست … خاکی

نیست… وطنی نیست … آبی نیست… دریای کاسپین نیست دیگر… خلیج

پارس کجا بود …اسمش را گذاشتند خلیج عرب طاق بستان کجا ؟ هرات

کجا ؟ نخجوان و ایروان کجا ؟ آنوقت تو حرف از کانال سوئز میزنی* ؟ تو

معبد در اورشلیم می سازی ؟ کورش تمام شد آن همهٔ رویاهای شیرین

تاریخی ما که تو آنرا به وجود آوردی تمام شد . مردم ملت نیستند ، مردم

آحاد ملت است . کشورت را از دروغ و خشکسالی در امان میخواستی ؟

امروز هم خشکسالی داریم هم دروغ. پس کورش بخواب اما راحت نخواب

چرا که در نزدیکی* مقبرهٔ بزرگت سدی ساختند که به زودی مقبره ات را

خراب کرده تا سالیان آینده کودکان فردا حتا کورشی نشناسند. کورش مرا

ببخش فقط خواستم بهت هشدار بدم که مراقب جای خوابت باش اما اینها

همه واقعیتی بود که پس از ۲۵ قرن از حکومت تو گریبان مردم همان کشور

را گرفته . من میروم و پنهانی به سلامتی ات شرابی* بنوشم . کجا میروم

؟ چرا همینجا نه ؟ کورش انگار از آن موقع تا به حال روضه میخواندم ؛

شراب حرام است مگر نمیدانی ؟ آزادی کیلویی چند ؟ میپرسی روضه

چیست ؟ کورش بی*خیال شو چون توان بازگو کردن فرهنگ امروز برایم

زجر و درد آور است فقط این را بدان که شاید بعد از این نامه به همت

برادران بسیجی* به جرم نوشیدن مخمرات و صحبت و ارتباط با طاغوت

زندانی شوم .


نوشته شده در 91/03/17ساعت 15:28 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

همین الان خبر رسید در عربستان و عراق لوگوی پپسی دیده شده ولی در ایران یوم الشک میباشد

آلبوم جدید رضا صادقی دیگه پپسی نمینوشم

پپسی جان دمت گرم ...امشب بعد مدتها دختر همسایه رو بالاپشت بوم دیدم
عجب داااافیه کصافط

از قدیم گفتن:ماه پشت پپسی نمیمونه!!

نصر من الله و فتح القریب ... مرگ بر این پپسی مردم فریب

=)):))

نوشته شده در 91/03/17ساعت 13:6 توسط ๖ۣۜR Є Z ƛ Sh| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ